پیراهن زنانه

مدل 6315

150.000 تومان

پیراهن زنانه

مدل 6328

100.000 تومان

پیراهن زنانه

مدل 6330

110.000 تومان

پیراهن زنانه

ما در دیبامد فکر می کنیم نیازی به توضیح در مورد پیراهن زنانه نیست. خانم ها ذاتا استعداد زیادی در شناسایی و پوشش این لباس زنانه دارند. شاید کمی رنگ ها و مدل ها آن ها را گیج کند اما باز هم به راحتی می توانند پیراهن مورد نظر خود را از میان انبوهی از گزینه های موجود پیدا کنند.

ما در این مقاله می خواهیم به تاریخچه این لباس زنانه بپردازیم و ببینیم مردم از چه زمانی تصمیم به دوختن و تهیه پیراهن زنانه برای خانم ها گرفتند؟

پیراهن زنانه در یونان باستان:

یک پوشش مرسوم در میان مردم یونان که شامل الگویی بسیار ساده و از پارچه هایی حاشیه دار درست می شد، را می توان به عنوان اولین نمونه های پیراهن های درست شده در دنیا تصور کرد. نام این پیراهن ” کندیس ” بود. نه تنها این لباس برای زنان که برای مردان هم استفاده می شد. کندیس زنانه تنها تفوتی که نسبت به مدل مردانه آن داشت، بلندی و گشادی بیشتر آن بود. آستین این پیراهن زنانه بلند یا کوتاه اما حداکثر تا سر آرنج بود.

تولید اختصاصی پیراهن زنانه:

همزمان با شکل گرفتن تمدن مصریان باستان، یونانی ها دست به ابداع و دوختن پیراهن برای خانم ها زدند. آن ها کندیس را به طرز چشمگیری چسبان تر و با رنگ های شاد و درخشان می دوختند که در آن زمان به سرعت توسط زنان پذیرفته و متداول شد.

این پیراهن زنانه به همراه یک دامن چین دار هم پوشیده می شد که در اطراف کمر به صورت چند لایه افقی بسته شده و تا مچ پا می رسید. در اکثر مواقع با این دامن زنانه یک کت و یا بالاپوش هم پوشیده می شد. یقه این پیراهن زنانه باز تر بود و تقریبا کت و بالا پوش هم نمی توانست باز بودن آن را جبران کند.

کیتان پیراهنی برای مرد و زن:

در قرن هفتم، یونان باستان لباسی را تعبیه نمودند که زنان پیراهنی بلند را برتن می کردند که کمی با نمونه های تغییر یافته کندیس تفاوت داشت. این پیراهن را به صورت کوتاه تر به طوری که تا زانو می رسید، به عنوان پیراهن مردانه تغییر دادند. نام این پیراهن کیتان نام داشت.

در واقع این پیراهن از یک پارچه مستطیلی شکل تشکیل می شد که به دور شانه ها انداخته شده و با کمک یک سنجاق یا گیره که اصطلاحا به آن فیبولا می گفتند بر سر شانه ها یا بر روی یکی از شانه ها بسته می شد.

جنس پارچه های کیتان عموما از پشم و کتان بود که بسیار لطیف و نرم بودند و به این ترتیب پوست بدن در معرض آن دچار خارش و یا سوختگی ناشی از تعریق نمی شد.

پیراهن زنانه آستین دار:

به مرور زنان پیراهن های زنانه در یونان با کمک یک کمربند بسته می شدند و همین امر به شکل گیری دو آستین گشاد و راحت  در دو طرف لباس ها کمک می کرد.

در این میان اگر کسی فعالیت بدنی بیشتری داشت و نیاز به آزادی و انعطاف پذیری لباس خود را احساس می کرد، از دو کمربند یکی پایین تر از خط کمر و دیگری در جای معمولی خود استفاده می کرد و یا یکی از دستان خود که عموما دست راست خود بود، باز می گذاشت.

از همین زمان بود که پوشیدن پیراهن زنانه که تا مچ پا می رسید، برای مراسم مهم و رسمی رواج یافت.

بالاپوش زنانه:

در این زمان همان طور که قبلا اشاره کردیم، زنان بر روی کیتان خود یک کت و یا یک بالاپوش می پوشیدند. این بالاپوش ها اولین نمونه های پیراهن زنانه بود که به عنوان بالاپوش مورد استفاده قرار می گرفتند. به این بالا پوش ها پپلوس می گفتند. پپلوس ها برخلاف کیتان یا فیبولا ها درز آن ها دوخته نبود.

پیراهن زنانه در رم باستان:

در سده اول قبل از میلاد تا سده پنچم میلادی، ” توگا ” پیراهن رسمی زنان و مردان رومی بود. این لباس که با الگو برداری از هماتیون یونانی ها دوخته می شد، تنها در بخش انتهایی به صورت نیم دایره بوده و تا زانو می رسید.

این که رنگ و مدل پیراهن ها می توانست نشانی از جایگاه اجتماعی و شغل صاحبانشان باشد، در همه ادوار مثل امروز رایج و متداول بوده است. در رم باستان تو گای سفید مخصوص کاهنان معابد و قاضیان و افراد علمی بود، و پسرانی که هنوز به سن هفده سالگی نرسیده بودند و از طبقه مرفه جامعه به حساب می آمدند، پیراهن مردانه یا همان توگای بنفش می پوشیدند.

توگاهای بنفش به زیبایی و دقت برودرودوزی شده بود و همراه با چند اکسسوری مردانه از جنس طلا برای جلسات رسمی و تشریفاتی مناسب و کامل میشد. سرداران و سیاسیون به مرور زمان توگای بنفش را به عنوان یونیفرم رسمی خود معرفی کرده و زنان نیز به طبع آن از مدل پیراهن زنانه آن در جهت معرفی طبقه اجتماعی بالای خود استفاده می کردند.

این روند و استفاده از توگا به مرور زمان با پوشیدن بالاپوشی چون کیتان یونانی ها به همراه آن، ادامه یافت.

پیراهن زنانه ایرانیان:

ابریشم که از مشرق زمین می آمد، جنس اصلی بسیاری از لباس های ایرانی از جمله پیراهن زنانه ایرانیان بود. آن ها پیراهنی چون کندیس یونانیان بر تن می کردند اما مواد اصلی تشکیل دهنده پارچه های آن از جنس پشم و کتان و ابریشم بود.

آستین های گشادی که همچون پیلی های منظم و متعدد بر روی لباس دوخته می شد، در جلو شکم و بر روی شانه ها شکل ظاهری پیراهن زنانه ایرانی را از مدل یونانی آن متمایز، و به نمونه های مشابه مصری خود نزدیکتر می ساخت.

رنگ پیراهن زنانه ایرانی و جایگاه اجتماعی:

در ایران اکثر مردان و زنان تنها زمانی اجازه پوشیدن کندیس داشتند، که آن را از یک پادشاه و یا فردی متمول و اصیل هدیه می گرفتند. این کندیس ها مشابه توگاهای اشرافی رمیان، به رنگ بنفش متمایل بود. همان طور که همه ما می دانیم رنگ بنفش نشانه ای از اشرافیت و مقام بالا است.

اما کندیس های اشرافی ایرانی از آن جایی که متمایل به بنفش بود، تنالیته ای از رنگ آبی را نیز در خود داشتند که در واقع ترکیبی از سفید و نقره ای و کمی آبی نیلی بود. در حالی که پیراهن زنانه برای افرادی که از طبقه متوسطه و رو به پایین جامعه بودند کاملا سرخ و یک دست بود.

پارچه های قرمز رنگ که از شکوفه های درختی با نام ساندیکس ساخته می شدند با نام ساردی شناخته می شدند. به مرور زمان ایرانیان تکنیک های رنگ آمیزی ابریشم را آموختند و توانستند پیراهن زنانه را به رنگ های مختلف با کمک پارچه های ابریشمی به رنگ های متنوع درآورند.

در ایران باستان پیراهن زنانه به رنگ های قرمز، آبی و زرد تیره از محبوبیت بسیاری برخوردار بودند. رنگ های پیراهن های رویال و سلطنتی، بنفش، آبی نیلی و سفید بود و ایرانیان در مراسم های عزا و سوگواری پیراهن های قهوه ای رنگ  بر تن می کردند.

متاسفانه نمونه های انگشت شماری پیراهن زنانه ( dress ) از زنان ایرانی دوران باستان برجا مانده است که آن هم به دلیل زندگی محدود اجتماعی زن ها در آن عصر است. این لباس ها که نمونه هایی از پیراهن زنانه سلطنتی است نشان دهنده شکل و حدود پیراهن های زنانه مربوط به دوران های پس از خود نیز می باشد.